دنیایت را دوست دارم
و خدا راز نامها را بر من گشود
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به نام خدا
فاصله ی میان دانستن و عمل کردنمان آنقدر زیاد است که. می دانیم که نباید حسد بورزیم و می ورزیم. نباید تنبلی کنیم و می کنیم. نباید دروغ بگوییم و می گوییم. نباید انسانها را با مال و داشته هایشان بسنجیم و می سنجیم. هدفمان از زندگی نباید مال دنیا باشد و می شود. نباید قسم دروغ بخوریم و می خوریم. نباید بد عهدی کنیم و می کنیم. نباید کینه بورزیم و می ورزیم. نباید خشمگین شویم و می شویم. نباید بدزبانی کنیم و می کنیم. نباید غیبت و سخن چینی کنیم و می کنیم. ...
اینها تنها نبایدهایش بود. باید هایش بماند دیگر...
گاهی فکر می کنم ما انسانها را چگونه تحمل می کنی تو؟ مهربانترین مادرها حتی صبرشان به اندازه ی تو نیست. گاهی فکر می کنم چه قدر کوچک و حقیر می مانم پیش عظمت مهربانی و لطف تو. گاهی می اندیشم تو چه قدر نزدیکی و ما چه قدر نادان. تو چه ساده سخن می گویی و ما چه قدر ابله. گاهی از خودم می پرسم چرا یادم می رود که خدا هیچ سوالی را بی جواب نمی گذارد. چرا همه چیز یادم می رود. تو چرا اینقدر فراری. یا که من فرار ام. یا که ذهن من. به هر روی چیزی هست که نمی ماند. می آید و جرقه زیباترین بینشها و فکر ها را در ذهنم می زند. مرا سرشار از ایمان و عمل می کند و بعد... به همان آسانی که آمده بود می رود. می پرد. محو می شود. و باز این منم و روزمرگی های زندگیم.
استمرار. به گمانم این تنها راهی است که برای بنی بشر باقی مانده است تا که تو را از خود دور نیابد. استمرار و لجاجت در ذکر و تسبیح تو. صبح و شام و در خواب و بیداری و پشت صفحه لبتاپ و یا رو به روی قران و در حال خوردن یا خواندن. در همه وقت. همه جا. باید اندیشید. چه می کنم. برای چه می کنم. کاری که می کنم رنگ خدایی دارد یا نه؟ غذایی که می خورم مرا به یاد تو و شکر و سپاست خواهد انداخت یا نه؟ سکوت شب و ارامش زمینی که به سمت خفتن می رود چطور. کتابی که می خوانم مرا به سمت تو هدایت می کند یا نه؟ کاری که می کنم چه قدر به بنده های تو کمک می کند. راهی که می روم در شان یک مومن هست یا نه؟ لباسی که می پوشم. نگاهی که دارم. لحن صدایم حتی. در حد شان یک مومن تمیز و خوشرویم ایا؟ کلامم با قران و و کلامت سازگار است آیا؟ هدفم چطور؟ مرا به تو می رساند؟ نزدیکترم میکند؟ جلوی آینه که می ایستم تا موهایم را شانه کنم، رژ لب بزنم، لباسم را ببینم، مسواک بزنم یا حتی جوش روی صورتم را وارسی کنم چه قدر از اویی که آنسوی آینه ایستاده خوشم میاید؟ او چه قدر کسی است که من می خواهم؟ چه قدر کسی است که تو می خواهی؟ از این فرد شرم دارم یا که به او می بالم؟ در مهمانی ها و مجالس برای چه شرکت می کنم؟ برای فخر فروشی به مشتی آدم و یا همدلی و مهرورزی با آنها؟ دسیسه و کینه ورزی یا کمک به هدایت شدن و آگاه شدنشان؟ خاله زنک بازی یا شادی کردن و شکر گفتن و سله ی رحم؟ ....
در همه چیز و همه چیز باید به تو اندیشید. و به اینکه آن کار رنگ و بویی از تو دارد یا که نه خالی است و کمتر از پوچ حتی.
می شود آیا روزی چنین شود؟!
