دنیایت را دوست دارم
و خدا راز نامها را بر من گشود
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به نام خدا
دلم برای وبلاگم تنگولیده. عجب مکان ایمن و درخوریه برای خودت بودن. نه مث فیسبوک که همه چارچشمی مراقب احوالتن و هرچه که شیر می کنی و هرچه که نمی کنی حتی
راستش دلزده ام کرد. خسته ام کرد. کوچکتر و محدودتر از آنی است که زرق و برقش نشان میدهد. راستش اوایل خیال می کردم آنجا اجتماعی تر است. اما نیست که. ۳۰ تا و حداکثر ۱۰۰ تا دوست شناخته و نشناخته داری که عین خیالشان هم نیستی و تا عکست را گوشه صفحه شان می بینند صفحه را پایین می دهند. مگر ما خودمان این کار را نکردیم؟ هیچ کس تو را نمی خواند و تو چیزی برای نوشتن نداری. تازه به این نتیجه هم رسیدم که اصلا محبوبیتی بین آشنایان ندارم. چون هیچ کس مایل نیست که درخواست دوستی بفرستد. یکی دو نفری را هم که فرستادند دیگر نمی شد اگر که نمی فرستادند. تازه دوزاریم افتاد که هیچ دوستی ندارم. هیچ اطرافیانی... حتی دوران کودکیم و نوجوانیم را بی دوست گذرانده ام. دوران دانشگاهم را حتی... نه اینکه اصلا... فقط نه آنقدر که تا عکس پروفایلم را تغییر بدهم شانصد نفر پیام بگذارند happy new pic.
قیافه ای هم ندارم که مجذوبم شوند و گویا خالیم. بی رونقی فیس بوک من تقصیر من است یا تقصیر این سایت مشهووور؟ راستش ما همینجا که هستیم همگانی تریم. ببین. حداقل قریب ده هزار بار خوانده شده ایم. حداقل کسانی مرا آنگونه که هستم دیده اند و آنگونه که هستم باور کرده اند. حداقل اینجا دو دوست ارزشمند یافته ام. که نمی دانم که هستند و نام یکی ز هست و نام دیگری پریسا آنهم اگر باشد و می گویند که یکیشان عینکی است و آنچه از آنها می دانم همین است اما... می شناسمشان. به اندازه ی اندیشه ای که در مغزشان جریان دارد.
حداقل اینجا دلخور نمی شوم اگر لایکم نکنند. اینجا گاهی به پسرک فحش می دهم. اینجا احساس بی کسی نمی کنم و هرگز یادم نمی افتد که چقدررررررررررررررررررررررررر تنهایم. حداقل حضورم در این مکان باعث نمی شود آدمها بگویند فلانی چقدر علاف است و عدم حضورم هم باعث نمی شود که آدمها فراموشم کنند. چرا که اینجا من مرکز ثقلم و آنجا دیگران.
آه که چه عذابی است این کتاب چهره ها برای آنان که چهره ی محبوبی ندارند. تازه می فهمی که چه کرده ای با چهره ی خود در جامعه... و می پرسی چرا؟
و بیش از همیشه ازار می بینی اگر که دوست داشته نمی شوی... و اگر که هیچ کسی عاشق تو نیست. و به امید دیدن یکبار دیگر تو نمی گشاید این پیج لعنتی را. و به ارزوی اینکه چیزی را شیر کرده باشی تا که لایکت کند... و می پرسی من آیا ارزش عشق رو ندارم؟
بی خیال بابا... ما دنیایت را دوست دارم را دوست داریم!
